Blog | Profile | Archive | Email | Design by | Name Of Posts


˙·٠•●♥حس زیبا ♥●•٠·˙

ممنون که حواست هست

ممنون که دوستم داری

ممنون که به رویم نیاوردی….

ممنون که لبخند می زنی

ممنون که به موقع می آیی

ممنون که خدای منی!

+نوشته شده در شنبه 14 بهمن 1391برچسب:,ساعت23:2توسط وحید SODAGAR | |

حق دارند این چشم ها

اگر هنوز هم

خیره می شوند به دوردست ها

این چشمها پشت سر مسافرشان آب ریخته اند.

 

+نوشته شده در شنبه 14 بهمن 1391برچسب:,ساعت22:55توسط وحید SODAGAR | |

حق دارند این چشم ها

اگر هنوز هم

خیره می شوند به دوردست ها

این چشمها پشت سر مسافرشان آب ریخته اند.

 

+نوشته شده در شنبه 14 بهمن 1391برچسب:,ساعت22:55توسط وحید SODAGAR | |

با غصه نشو همدم

سنت شکن خود باش

آزادترین فردی ،

وقتی که نگی ای کـــــــــــــــــــاش….

+نوشته شده در شنبه 14 بهمن 1391برچسب:,ساعت22:52توسط وحید SODAGAR | |

 

برای عشق گریه کن اما کسی را به خاطر عشق به گریه نینداز

 

با عشق بازی کن اما هرگز کسی را با عشق بازی نده . . .


+نوشته شده در شنبه 14 بهمن 1391برچسب:,ساعت22:45توسط وحید SODAGAR | |

هنوز گاهی شیطنت ِ چشمهایت

روی صورتم راه می رود؛

لبهایم ناخودآگاه باز می شود به لبخند،

و گونه هایم ، گُر میگیرند.

صورتم را عقب میکشم

مبادا فریبم دهی و باز…

هنوز گاهی شیطنت ِ دستهایت

گَل میکند میان دستهایم؛

انگشتهایم از خوشی تیر می کشند…

هنوز گاهی

من هستم و تو ؛

میان همین خاطرات ِ محدود

و صدایت

که جایی میان نَفَسهایم جا مانده است…

 

 

+نوشته شده در شنبه 14 بهمن 1391برچسب:,ساعت22:35توسط وحید SODAGAR | |

عاشق که می شوی

همه چیز بی علت می شود !

و تمام دنیا علت می شود ،

تا عشق را از تو بگیرد !!!


+نوشته شده در شنبه 14 بهمن 1391برچسب:,ساعت22:31توسط وحید SODAGAR | |

ایـــن روزهــا

هــوا خیلـی غبــار آلــود اســت !

گـــرگ را از سـگ نمــی تــوان تشخیـص داد ،

هنگــامــی گــرگ را می شنــاسیـم :

کـــه دریـده شـده ایــم !!!


+نوشته شده در شنبه 14 بهمن 1391برچسب:,ساعت22:27توسط وحید SODAGAR | |

من دلم می خواهد

ساعتی غرق درونم باشم!!

عاری از عاطفه ها

تهی از موج و سراب

دورتر از رفقا…

خالی از هر چه فراق!!

من نه عاشق هستم ؛

و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من

من دلم تنگ خودم گشته و بس…!

+نوشته شده در شنبه 14 بهمن 1391برچسب:,ساعت19:57توسط وحید SODAGAR | |

چیزی خوشحالم نمی کنه دیگه هیچی

نمی دونم چند وقته از ته دل نخندیدم نمی دونم ، نبودت حس میشه تو تک تک لحظه هام

تنها چیزی که تو زندگی خوشحالم می کنه اومدن اینجا پیشِ دوستامه

که خیلی دوسشون دارم

دلم تنگه واست خیلی ، دوست دارم زیاد

یه پنجره با یه قفس ، یه حنجره با یه نفس

سهم من از بودنِ تو ، یه خاطرس همین و بس

+نوشته شده در شنبه 14 بهمن 1391برچسب:,ساعت19:52توسط وحید SODAGAR | |

هرجــا که می بینم نوشته است :

“خواستن توانستن است”

آتش می گیرم…. !

یعنی او نخواست که نشد ؟؟؟!!!

+نوشته شده در شنبه 14 بهمن 1391برچسب:,ساعت19:48توسط وحید SODAGAR | |

عشق اون نیست که در اوج رابطه

پاک بمونی.

عشق اونه که در اوج اختلاف

خیانت نکنی.

+نوشته شده در شنبه 14 بهمن 1391برچسب:,ساعت19:44توسط وحید SODAGAR | |

دیگر به دنبالِ همراهِ “اوّل” نیستم !

این روزها اولِ راه ، همه همراهند ،

باید به دنبالِ همراهِ “آخر” گشت.

همراهی تا آخرین قدمها…..

+نوشته شده در شنبه 14 بهمن 1391برچسب:,ساعت19:37توسط وحید SODAGAR | |

بـدشـانـسـی ایـن نـیـسـت ؛

کـه جـفـت ۶ نـیـاری ،

بـدشـانـسـی ایـنـه کـه :

زمـانـی جـفـت ۶ بـیـاری کـه نـمی تـونـی بـاهـاش بـازی کـنـی !!

+نوشته شده در جمعه 13 بهمن 1391برچسب:,ساعت22:22توسط وحید SODAGAR | |

کـاش دفتـر خاطراتــم

چراغ جادو بود

تا هر وقت از سـرِ دلتنگــی

به رویش دست می کشیدم

تــو از درونش

با آرزوی من بیرون می آمدی!

+نوشته شده در جمعه 13 بهمن 1391برچسب:,ساعت22:19توسط وحید SODAGAR | |


پشت هر کوه بلند،

سبزه زاری است پر از یاد خدا

و در آن باغ کسی می خواند

که خدا هست ، دگر غصه چرا ؟!

 

+نوشته شده در جمعه 13 بهمن 1391برچسب:,ساعت22:14توسط وحید SODAGAR | |

عقل همیشه عشق را به کوری و دیوانگی محکوم ساخته

و به آن نسبت های ناروایی داده،

به این دلیل ساده که

از درک آن عاجز بوده است.

+نوشته شده در جمعه 13 بهمن 1391برچسب:,ساعت22:12توسط وحید SODAGAR | |

خاطرات را باید سطل سطل از زندگی بیرون کشید…

خاطرات نه سر دارند ، نه ته !!!

بی هوا می آیند تا خفه ات کنند…

می رسند گاهی وسط یک فکر ، گاهی وسط یک خیابان….

و گاهی حتی وسط یک صحبت سردت می کنند ؛ رگ خوابت را بلدند !

زمینت می زنند…

خاطرات تمام نمی شوند ، تمامت می کنند…!!

+نوشته شده در جمعه 13 بهمن 1391برچسب:,ساعت21:47توسط وحید SODAGAR | |

دستم را کم بگیر

اما

مرا دست کم نگیر…!

گفتم در جریان باشی….!

+نوشته شده در جمعه 13 بهمن 1391برچسب:,ساعت21:45توسط وحید SODAGAR | |


آری ؛ من می ترسم!

می ترسم از عاشق شدن،

می ترسم از سردرگمی

از جدایی ، از نبودنت

از خداحافظی.

از اشک حلقه زده تو چشام

از پوزخند رو لبات

از نگاه سرد تو

از شکسته شدن دلم

آری من می ترسم….

 

+نوشته شده در جمعه 13 بهمن 1391برچسب:,ساعت21:42توسط وحید SODAGAR | |

لیاقت می خواهد واژه “ما” شدن

لیاقت می خواهد “شریک” شدن

تو خوش باش به همین “با هم” بودن های امروزت

من خوشم به خلوت تنهایی ام

تو بخند به امروز

من می خندم به فرداهایت…

+نوشته شده در جمعه 13 بهمن 1391برچسب:,ساعت21:35توسط وحید SODAGAR | |

مرگ انســـان زمـانیســت که

نـــه شـــب بهانــه ای بـرای خـــوابـیـدن دارد

و نـــه صـــبح دلیلی بـرای بیــــدار شــــدن…..!

+نوشته شده در جمعه 13 بهمن 1391برچسب:,ساعت21:30توسط وحید SODAGAR | |

گاهی حس می کنی غمگین ترین آدم دنیایی،

اما یک تغییر کوچیک،

یا یک اتفاق کوچولو

جوری حالت رو عوض می کنه که همه چیز رو فراموش می کنی.

به امیدِ یک تغییر، یا اتفاقِ خوب و کوچولو، برای همه شما.

+نوشته شده در جمعه 13 بهمن 1391برچسب:,ساعت21:28توسط وحید SODAGAR | |

زبان هیچ استخوانی ندارد

ولی

آنقدر قوی هست که بتواند قلبی را بشکند.

پس

مراقب حرف هایمان باشیم.

+نوشته شده در جمعه 13 بهمن 1391برچسب:,ساعت21:26توسط وحید SODAGAR | |

کاش وجودم بخشیدنی بود و به تو می بخشیدم.

هیچ چیز نمی خواهم.

هیچ چیز.

تنها آرامشت را.

تنها لبخندت را می خواهم

+نوشته شده در جمعه 13 بهمن 1391برچسب:,ساعت21:22توسط وحید SODAGAR | |

کاش وجودم بخشیدنی بود و به تو می بخشیدم.

هیچ چیز نمی خواهم.

هیچ چیز.

تنها آرامشت را.

تنها لبخندت را می خواهم

+نوشته شده در جمعه 13 بهمن 1391برچسب:,ساعت21:22توسط وحید SODAGAR | |

توهم !!

تو ، هم !

می دانم باید هر دو با هم به کار روند

پس اینگونه می گویم :

توهمی بیش نبودی !

تو ، هم

ماندنی نبودی.

+نوشته شده در جمعه 13 بهمن 1391برچسب:,ساعت21:19توسط وحید SODAGAR | |

با موجودات عجیبی زندگی می کنیم !

موجوداتی که تنها با بی محـــلی” آدم” می شوند…!!!

+نوشته شده در جمعه 13 بهمن 1391برچسب:,ساعت21:17توسط وحید SODAGAR | |

با موجودات عجیبی زندگی می کنیم !

موجوداتی که تنها با بی محـــلی” آدم” می شوند…!!!

+نوشته شده در جمعه 13 بهمن 1391برچسب:,ساعت21:17توسط وحید SODAGAR | |

آدمـای دلتــــــــــنگ

وقتی خیلی بهشون خوش می گذره و می خندند

یهو سرشونو برمی گردونند اونوری

یکم ثابت میشن

یواش یواش چشاشــــــون پر از اشـــــــک میشه.

+نوشته شده در جمعه 13 بهمن 1391برچسب:,ساعت21:13توسط وحید SODAGAR | |

رسم آدم های اینجا همین است

تنها می گذارند ، اما انتظار دارند تنها گذاشته نشوند !

+نوشته شده در چهار شنبه 11 بهمن 1391برچسب:,ساعت21:51توسط وحید SODAGAR | |

عکس مذهبی دعا کردن

اغلب فکر می کنیم چون خیلی گرفتاریم به خدا نمی رسیم ،

اما حقیقت این است که :

چون به خدا نمی رسیم خیلی گرفتاریم.

+نوشته شده در چهار شنبه 11 بهمن 1391برچسب:,ساعت20:52توسط وحید SODAGAR | |


عکس عاشقانه

گاهی شاید حیوونا بهتر گوش بدن به درد دلت تا آدما…..

 

+نوشته شده در چهار شنبه 11 بهمن 1391برچسب:,ساعت20:50توسط وحید SODAGAR | |

چگونه بفرستم ”باورم” را برای تو تا باور کنی،

از یاد بردنت کار من نیست…

+نوشته شده در چهار شنبه 11 بهمن 1391برچسب:,ساعت12:10توسط وحید SODAGAR | |

از پیرمرد و پیرزنی پرسیدند

شما چطور ۶۰ سال با هم زندگی کردید؟

گفتند ما مربوط به نسلی هستیم که

وقتی چیزی خراب می شد تعمیرش می کردیم نه تعویضش…..!!!

+نوشته شده در چهار شنبه 11 بهمن 1391برچسب:,ساعت12:4توسط وحید SODAGAR | |

یه آغوش هایی هست که به آدم انرژی میده.

یه نگاه هایی هست که به آدم جرات میده.

یه لبخند هایی هست که به آدم قدرت زندگی میده.

+نوشته شده در چهار شنبه 11 بهمن 1391برچسب:,ساعت11:57توسط وحید SODAGAR | |

دقایقی را که به عیب جویی دیگران می گذرانیم،

اگر صرف اندیشیدن به عیبهای خود کنیم،

فایده های زیادی می بریم که

کوچکترین آن خودشناسی است.

+نوشته شده در چهار شنبه 11 بهمن 1391برچسب:,ساعت11:43توسط وحید SODAGAR | |

گاهی اوقات باید بگذری و بگذاری و بروی

وقتی می مانی و تحمل می کنی از خودت احمق می سازی!


 

+نوشته شده در سه شنبه 10 بهمن 1391برچسب:,ساعت21:22توسط وحید SODAGAR | |

 


دلتنگی همیشه از ندیدن نیست.

 

لحظه های بی خبری پر از دلتنگیست….

 

+نوشته شده در یک شنبه 8 بهمن 1391برچسب:,ساعت19:6توسط وحید SODAGAR | |


هر گاه می خواهی بدانی که چقدر محبوب و غنی هستی،

هرگز تعداد دوستان و اطرافیانت به حساب نمی آیند!

فقط یک قطره اشک کافیست

تا ببینی چه تعداد دست

برای پاک کردن اشک های تو می آیند.

 

+نوشته شده در یک شنبه 8 بهمن 1391برچسب:,ساعت19:3توسط وحید SODAGAR | |

صفحه قبل 1 ... 43 44 45 46 47 ... 56 صفحه بعد